طشت و سبو

مترادف‌ها

ظرف و کوزه

لغت نامه دهخدا

طشت و سبو. [ طَ ت ُ س َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) پنگان. گری. گریال.

فرهنگ فارسی

پنگان گری گریال

جمله سازی با طشت و سبو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سازهای رایج در موسیقی بلوچی عبارت‌اند از:سرود (قیچک)، تَمبورک، نَل (نِی)، بنجو، چنگ، سیمرغ، طشت و کوزه، دوکر و دُهلک.

💡 نیشتر ماه نو و خون شفق و طشت فلک طشت و خون را بهم از نیشتر آمیخته‌اند

💡 آب اندر طشت و یا جو چون ز کف جنبان شود نور بر دیوار هم آغاز گیرد اضطراب

💡 دنیا خراب و دین به خلل بود و عدل تو آباد کرد هر دو کنون طشت و آب خواه

💡 یغما طشت و چه نهد آن ذقن و جبین ترا گر به مثل سیاوشی یا به جدل تهمتنی

💡 در مراسم‌های سنتی قدیمی، استفاده از طشت و سبو برای شستن دست و صورت مهمانان پیش از صرف غذا یک سنت بسیار رایج بود.

💡 در گوشه اتاق، یک جفت طشت و سبو از جنس مس قدیمی قرار داشت که یادآور دوران باستان و سبک زندگی نیاکان ما بود.

💡 هنرمندان صنایع دستی با ظرافت بسیار، روی طشت و سبوهای مسی طرح‌های اسلیمی و گل‌دار می‌کشند تا زیبایی دوچندان آن‌ها را نشان دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران