طبق کش

لغت نامه دهخدا

طبق کش. [ طَ ب َ ک َ / ک ِ ]( نف مرکب ) طبقدار. حمال که چیزها بطبق بر سر برد.

فرهنگ عمید

کسی که بار در طبق می گذارد و بر روی سر از جایی به جای دیگر می برد.

فرهنگ فارسی

طبقدار حمال که چیزها بطبق بر سر برد

جمله سازی با طبق کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (--167) حضرت استاد (ره ) در جاى ديگر فرمودند: طريقت، همان پياده كردن شريعت وعمل بر طبق شريعت است.

💡 سفره صفت برای نان حلقه به گوش کی شوم از طبق زرینهٔ خوان ابا نمی خوهم

💡 یاسمین بهر چه آرد طبق خویش برم که نیم شیر طلب، صبح و مسا در کشمیر

💡 جمعیت این روستا بر طبق آخرین سرشماری ۳۲۶نفر بوده که بیشتر از طریق کشاورزی و دامداری امرار معاش می کنند.

💡 نی سفره، نه کاسه، نی طبق میماند نی مال و، نه ملک و، نه نسق میماند

💡 یک درام ست استاندارد (برای یک نوازندهٔ راست دست)، طبق همان چینشی که در موسیقی‌های عامه‌پسند مورد استفاده قرار می‌گیرد، دارای اجزای زیر است:

ژان نوزدهم یعنی چه؟
ژان نوزدهم یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز