طبر زن

لغت نامه دهخدا

طبرزن. [ طَ ب َ زَ ] ( معرب، اِ ) شکر. ( منتهی الارب ). شکر تبرزد. ( مهذب الاسماء ). || اسم شکر معقود است که به فارسی آنرا نبات نامند. ( فهرست مخزن الادویه ). طبرزل. قند ابلوج. طبرزد. ( بحر الجواهر ). و رجوع به المعرب جوالیقی ص 228 شود.

فرهنگ فارسی

شکر شکر تبرزد

جمله سازی با طبر زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واژگان کهنی همچون پور به معنای پسر و زیله به معنای دل که در زبان طبری امروز منسوخ شده‌است در جای جای اشعار طبری امیر پازواری دیده می‌شود.

💡 این روستا در دهستان کلارستاق شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۴۲ نفر (۳۱۸خانوار) بوده‌است. مردم سینوا از قومیت طبری هستند. مردم سینوا به زبان طبری با گویش کلارستاقی سخن می‌گویند.

💡 بسی نماند که بیرون کند ز سوسن سر بنفشة طبری زیر آن دو زلف چو جیم

💡 با وجود تصریح مدلانگ در به آتش کشیده شدن خیمه‌ها، طبری خیمه خانواده حسین را از این امر مستثنی می‌داند.

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز