لغت نامه دهخدا
طاق و ترم. [ ق ُ ت ُ رُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) رجوع به طاق و طارم شود.
طاق و ترم. [ ق ُ ت ُ رُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) رجوع به طاق و طارم شود.
( اسم ) کرو فر طمطراق فروشکوه: نقل است که یک شب هارون الرشید فضل برمکی را... گفت که امشب مرا ببرمردی بر که مرا بمن نماید که دلم از طاق و طارم تنگ آمده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسجد کرمانی دارای پلان مستطیل شکل، شاهنشینی در وسط هر چهار ضلع و سه حجره (چلهخانه) دراضلاع شرقی و غربی است و سقف آن با پوشش نیمگنبدی و طاق و تویزه آراسته شده که گنبد کوچکی در وسط آن قرار دارد.
💡 ايوان هاى صحن بزرگ: صحن بزرگ داراى چهار ايوان وسيع است. سقف ايوان ها داراىمقرنس كارى و طاق و قوس هاى هندسى زيباست و در هر كدام نيز حجره اى وجود دارد كه براى مباحثه يا تدريس علوم دينى از آن استفاده مى شده است.
💡 سرای مدرسه و بحثِ عِلم و طاق و رَواق چه سود، چون دلِ دانا و چشمِ بینا نیست؟
💡 این بنا بارها مرمت و بازسازی شدهاست. در نتیجه عملیات مرمتی متأخر، بخش ورودی اصلی کمی تغییر کردهاست. در همان زمان، چندین طاق و بخشهایی از دیوارهای ورودی اصلی بازسازی شدند. به نظر دانشمندان، این کارها در نیمه دوم قرن پانزدهم، در دوره حکومت سلطان حسین بایقرا، از پادشاهان تیموری، انجام شدهاست.
💡 بود دنیا زنی، طول أملها زلف و گیسویش بدل رنگ بنای طاق و منظر، چشم و ابرویش
💡 بر پور و دخت زخمه ی زنجیر پی در پی بر طاق و جفت طعنه ی شمشیر دم به دم