صولت کردن
مترادفها
قدرتنمایی، ابهت نشان دادن
لغت نامه دهخدا
صولت کردن. [ ص َ / صُو ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خشم کردن. تندی کردن:
تو جفا کنی و صولت، دگران دعای دولت
نه عجب بدین لطافت که تو پادشاه داری.سعدی.رجوع به صولت شود.
فرهنگ فارسی
خشم کردن
جمله سازی با صولت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شیخ خزعل که در منطقهٔ حکومت خود با بختیاریها در رقابت بود، در سال ۱۳۲۸ قمری (۱۲۸۸ خورشیدی، ۱۹۱۰ میلادی) با والی پشتکوه و نیز صولتالدوله قشقایی پیمان اتحاد سهجانبهای امضا کردهبود. او با افزایش فشار رضاخان و تلاشهای او برای محدود کردن قدرتش تصمیم گرفت بار دیگر با ایلات و سران عشایر پیرامون خود پیمان اتحاد امضا کند و این اتحاد به صورت تأسیس کمیتهٔ قیام سعادت خود را نشان داد.
💡 پادشاه با تمام قدرت و شکوه خود سعی داشت با صولت کردن بر قلمروهای تازه فتح شده، نظم و امنیت را در میان تمام اتباع و رعایای خود برقرار کند.
💡 در داستانهای حماسی کهن، قهرمانان بزرگ همواره با صولت کردن بر میدان نبرد و نشان دادن اقتدار خود، باعث ایجاد وحشت و لرزه بر اندام دشمنان میشدند.
💡 مدیریت یک سازمان بزرگ نیازمند آن است که مدیر بتواند با صولت کردن در تصمیمگیریها، اعتبار و احترام لازم را نزد تمامی کارکنان و زیردستان خود کسب نماید.