صحرا گردی

لغت نامه دهخدا

صحراگردی. [ ص َ گ َ ] ( حامص مرکب ) بیابان گردی. دشت نوردی. گردیدن در بیابان. رجوع به صحراگرد شود.

فرهنگ فارسی

بیابان گردی صحرا نشینی.

جمله سازی با صحرا گردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خضروار ار همی گردی به دست آری نشان من سکندروار صحرا را شب و روز ار بپیمایی

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز