شوریده کردن

لغت نامه دهخدا

شوریده کردن.[ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) منقلب کردن. به طغیان برانگیختن. به شورش داشتن. شوراندن: پسرعم خویش را بنزدیک تو فرستاد تا آن ملک را شوریده کند.( قصص الانبیاء ص 226 ). تشویش؛ شوریده کردن. ( دهار ). لبس؛ شوریده کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || شیفته ساختن. منقلب کردن. شیدا ساختن:
شوریده کرد ما را عشق پریجمالی
هر چشم زد ز دستش داریم گوشمالی.خاقانی.

فرهنگ فارسی

منقلب کردن به شورش داشتن.

جمله سازی با شوریده کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من شوریده را معذور دارید که بر آتش نشاید کردن آرام

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز