عبارت «شوریده کردن» در زبان فارسی یک ترکیب فعلی است که در متون کهن دارای معانی مختلف اما مرتبط با حالت برانگیختن و دگرگون ساختن است. در معنای نخست، این عبارت به مفهوم برهم زدن آرامش، منقلب کردن و به حالت آشوب و آشفتگی درآوردن یک فرد یا یک جامعه به کار میرود. در این کاربرد، «شوریده کردن» معادل شوراندن و تحریک کردن نیز آمده است و به معنای ایجاد ناآرامی و برانگیختن به طغیان یا اعتراض است. این معنا بیشتر در متون تاریخی و ادبی دیده میشود که در آن از این ترکیب برای بیان تحریک افراد به شورش یا تغییر وضعیت موجود استفاده شده است. در معنای دیگر، «شوریده کردن» به مفهوم دگرگون ساختن حالت روحی و عاطفی یک فرد است، به گونهای که او را دچار دلبستگی شدید، عشق یا شیفتگی میکند. در این حالت، فرد از تعادل عاطفی خارج شده و دچار حالتی از شیدایی و بیقراری میشود. شاعران فارسی از این معنا برای بیان تأثیر شدید عشق بر دل انسان بهره بردهاند و آن را در قالب تصاویر ادبی بیان کردهاند. بنابراین این واژه هم در حوزه اجتماعی و سیاسی به معنای شوراندن و برانگیختن آشوب به کار میرود و هم در حوزه عاطفی به معنای شیفته و دگرگون ساختن دل انسان است. این تنوع معنایی نشاندهنده ظرفیت بالای زبان فارسی در بیان حالات مختلف انسانی است. در مجموع، «شوریده کردن» به معنای برهم زدن آرامش، به شورش و طغیان واداشتن و یا دگرگون و شیفته ساختن فرد یا گروه است.
شوریده کردن
لغت نامه دهخدا
شوریده کردن.[ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) منقلب کردن. به طغیان برانگیختن. به شورش داشتن. شوراندن: پسرعم خویش را بنزدیک تو فرستاد تا آن ملک را شوریده کند.( قصص الانبیاء ص 226 ). تشویش؛ شوریده کردن. ( دهار ). لبس؛ شوریده کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || شیفته ساختن. منقلب کردن. شیدا ساختن:
شوریده کرد ما را عشق پریجمالی
هر چشم زد ز دستش داریم گوشمالی.خاقانی.
فرهنگ فارسی
منقلب کردن به شورش داشتن.