لغت نامه دهخدا
شوربافروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) خوردی فروش. خوردی پز. شورباپز. مَرّاق. ( یادداشت مؤلف ). شوربائی.
شوربافروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) خوردی فروش. خوردی پز. شورباپز. مَرّاق. ( یادداشت مؤلف ). شوربائی.
خوردی فروش خوردی پز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 7- از مشورت با افراد بخيل و ترسو و حريص خوددارى كند؛ زيرا شور با اين گونهافراد، عواقب شومى در بر دارد كه به آنها اشاره فرموده.
💡 عالم پر شور با می می کند کار نمک هر که مست آمد به این وحشت سرا، مخمور رفت
💡 باران اگر چه نیست بجا در زمین شور با زاهدان خشک زمستان تری بجاست
💡 از اکبر هنگآفرین صفحهای در دستگاه سهگاه با آواز حسین طاهرزاده و صفحهای در دستگاه شور با آواز رضاقلیخان بر جای ماندهاست.
💡 جز سه مزرعه که در یزدان موجود است در این منطقه وسیعه هیچ محل مسکون و مزروعی مشاهده نمیشود ولی چند چاه و چشمهٔ آب شیرین و شور با عمقهای مختلفه در آنجا موجود میباشد.