لغت نامه دهخدا
شوخودن. [ دَ ] ( مص ) صورتی یا لهجه ای از شخودن است. خراشیدن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شخودن شود. || فراهم آوردن و جمع کردن. ( ناظم الاطباء ).
شوخودن. [ دَ ] ( مص ) صورتی یا لهجه ای از شخودن است. خراشیدن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شخودن شود. || فراهم آوردن و جمع کردن. ( ناظم الاطباء ).
خراشیدن یا فراهم آوردن و جمع کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون طمع کردست در ادرار و در مرسوم من پس بدستوری کنون آغاز گه خودن کنم
💡 معروف ترین شخصیت کمیک بوکی که او خلق کرد ابر قهرمانی به نام تیک است که از روی اون اقتباس های انیمیشنی و لایو اکشن انجام شده و خودن بن ادلاند هم سریال تیک را در دو فصل برای آمازون پرایم ساخته است.