لغت نامه دهخدا
شهید گشتن. [ ش َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) شهید شدن: بختیار که عم او بود بر دست لشکر او شهید گشته بود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 43 ).
شهید گشتن. [ ش َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) شهید شدن: بختیار که عم او بود بر دست لشکر او شهید گشته بود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 43 ).
شهید شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهید دوستی گشتن فن ماست به هرکس دوست گشتن دشمن ماست
💡 گشتن شهید تیغ تو نقشی است بر مراد جان باختن به خصم قمار دل من است