شرمسار شدن

لغت نامه دهخدا

شرمسار شدن.[ ش َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خجل گشتن. شرمنده شدن: زلیخا تنگدل شد و شرمسار. ( قصص الانبیاء ص 74 ).
قلب مشو تا نشوی وقت کار
هم ز خود و هم ز خدا شرمسار.نظامی.تا نشود راز چو روز آشکار
تا نشویم از پدرش شرمسار.نظامی.مکن پنجه از ناتوانان بدار
که گر بفکنندت شوی شرمسار.سعدی ( بوستان ).- شرمسار شدن از روی، یا در روی کسی؛ خجل و شرمنده شدن از وی:
تو در روی سنگی شدی شرمسار
مرا شرم نآید ز پروردگار.سعدی ( بوستان ).برادر ز کار بدان شرم دار
که در روی نیکان شوی شرمسار.سعدی ( بوستان ).برهمن شد از روی من شرمسار
که شنعت بود بخیه بر روی کار.سعدی ( بوستان ).ای خداوند ببخشای وگر هر آینه مستوجب عقوبتم در روز قیامتم نابینا برانگیزتا در روی نیکان شرمسار نشوم. ( گلستان ).
- شرمسارشدن در رخ کسی؛ محاوره است. ( آنندراج ). شرمنده شدن در پیش وی:
ور ز تو در قلب من آید غبار
هم تو شوی در رخ من شرمسار.امیرخسرو دهلوی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خجل گشتن شرمنده شدن

جمله سازی با شرمسار شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به عنوان مثال، در زمینه جامعه‌پذیری، یک فرد جسور ممکن است مایل باشد که در موقعیت‌های اجتماعی خطر شرمساری یا رانده شدن را داشته باشد، یا قوانین آداب معاشرت یا ادب را زیر پا بگذارد. یک فرد بیش از اندازه جسور می‌تواند به‌شدت درخواست پول کند یا دائماً کسی را وادار کند تا یک درخواست را برآورده کند.

💡 ریگولتو، از ترس دوک و هوس بازی‌های وی، دخترش را از انظار مخفی نگاه داشته بوده و فقط به او اجازه می‌داده که به کلیسا برود. با خارج شدن ریگولتو از خانه، جیلدا شروع به گفتگو با خدمتکارشان می‌کند و از اینکه اسرارش را از پدرش مخفی می‌کرده، شرمسار می‌شود.

💡 اگر خوک بار دیگر مسخ شود، زشت تر از جاحظ نتواند شدن. روزی وی به شاگردانش گفت: هیچ کس به اندازه ی زنی مرا شرمسار نکرد که روزی به نزد طلاسازی مرا برد و گفت: چون این بساز.

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز