شرر زدن
مترادفها
جرقه زدن
متضادها
خاموش کردن
لغت نامه دهخدا
شرر زدن. [ ش َ رَرْ زَ دَ ] ( مص مرکب ) برافروختن. شعله ور ساختن. جرقه زدن بر چیزی و درافروختن آن:
کجاست ناقه و کو صالح و کجا شد هود
که زآتش اجل اندر امل زدند شرر.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
بر افروختن شعله ور ساختن
جمله سازی با شرر زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیست یک چشم زدن بیش حیاتش چو شرر صائب از پرده برون بهر نمود آمده را
💡 از دل گرمی توان درکاینات آتش زدن ساز چندینگلخنیم ویک شرر داریم ما
💡 یاد آن فرصت که ما هم عذر لنگی داشتیم چون شرر یک پر زدن ساز درنگی داشتیم
💡 خوشم به عمر سبکرو که می شود آخر به نیم چشم زدن چون شرر غریبی من
💡 می توان سوخت به یک چشم زدن عالم را چون شرر گریه آتش اثری پیدا کن
💡 شرر کذب به یک چشم زدن می میرد تکیه بر دوستی اهل هوس نتوان کرد
💡 صحبتهای تند و تحریکآمیز سیاستمداران در جریان مبارزات انتخاباتی، میتواند باعث شرر زدن در میان مخالفان و ایجاد تنشهای اجتماعی شدید در سطح جامعه شود.
💡 جرقههای کوچک در جنگلهای خشک میتواند به سرعت باعث شرر زدن آتش شود و کل منطقه را با شعلههای عظیم و غیرقابل کنترل درگیر کند.
💡 اختلاف نظر میان دو طرف در مورد تقسیم منابع مالی، شروع به شرر زدن در روابط دیپلماتیک آنها کرد و باعث شد گفتگوها به بنبست برسد.