لغت نامه دهخدا
شب نمای. [ ش َ ن َ/ ن ِ / ن ُ ] ( نف مرکب ) شب نما. رجوع به شب نما شود.
شب نمای. [ ش َ ن َ/ ن ِ / ن ُ ] ( نف مرکب ) شب نما. رجوع به شب نما شود.
( شبنما ی ) ( صفت ) ۱ - آن چه به شب جلوه کند و بدرخشد ( مانند ساعت پارچه تابلو ). ۲ - برطرف کننده تاریکی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طوفان نوح و، قصه طوفان کربلا همچون حدیث بحر محیط است و شبنما
💡 عبداللهی از اولین نفراتی بود که به گروه هنر تحت نظر قطب الدین صادقی دعوت شد و به ایفای نقش پرداخت. وی در بیش از ۲۵ نمایش به عنوان بازیگر و کارگردان با گروه هنر همکاری نمود. در دهه ۷۰ شمسی زوج مصطفی عبداللهی و میکاییل شهرستانی در نمایشهای گروه هنر به کارگردانی دکتر قطب الدین صادقی در تئاتر ایران بسیار مطرح و زبانزد شده بود. از آن نمایشها میتوان به آرش، هفت قبیله گمشده و بهرام چوبینه اشاره نمود. در عرصه تئاتر عبداللهی همچنین به عنوان بازیگر در آثاری به کارگردانی دکتر محمود عزیزی، هادی مرزبان و اکبر زنجانپور به روی صحنه رفتهاست. وی ایفاگر نقش پدی در نمایش گوریل پشمالو به کارگردانی اکبر زنجانپور بود و بازیگر نقشهای اصلی نمایشهای باغ شبنما (نوشته اکبر رادی) و خاطرات هنرپیشه نقش دوم (نوشته بهرام بیضایی) به کارگردانی هادی مرزبان بود. وی همچنین در بیش از ۵۰۰ نمایش رادیویی به صدا پیشگی پرداختهاست. از این نمایشها میتوان به هملت، مکبث و پلکان اشاره کرد.