لغت نامه دهخدا
شبستان فروز. [ ش َ ب ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) که شبستان روشن و فروزان سازد. که روشنی بخش شبستان گردد. || ( اِ مرکب ) چراغهائی که در شبستان جهت روشنایی و زینت میگذارند. ( ناظم الاطباء ).
شبستان فروز. [ ش َ ب ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) که شبستان روشن و فروزان سازد. که روشنی بخش شبستان گردد. || ( اِ مرکب ) چراغهائی که در شبستان جهت روشنایی و زینت میگذارند. ( ناظم الاطباء ).
که شبستان روشن و فروزان سازد یا چراغهائی که در شبستان جهت روشنایی و زینت میگذارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که ای شمع شبستان نکویی گل بستان فروز خوبرویی
💡 مهر با شاهد بزم تو برابر نشود مه فروزان بود از شمع شبستان شما