لغت نامه دهخدا
شبخوش کل. [ ش َ خُش ْ ک ُ ]( اِخ ) دهی از دهستان گلیجان شهرستان شهسوار. 265 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه چالکرود. محصول آن برنج و مرکبات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
شبخوش کل. [ ش َ خُش ْ ک ُ ]( اِخ ) دهی از دهستان گلیجان شهرستان شهسوار. 265 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه چالکرود. محصول آن برنج و مرکبات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
ده از دهستان گلیجان شهرستان شهسوار سکنه: ۲۶۵ تن آب: رودخانه چالکرود محصول: برنج و مرکبات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون نوبت روز ناخوشی پیش آمد جانم زمیانه شبخوشی کرد و برفت