لغت نامه دهخدا
شاه منصور محله. [ م َ م َ ح َل ْ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رامسر شهرستان شهسوار. دارای 110 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن مرکبات،برنج و چای است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
شاه منصور محله. [ م َ م َ ح َل ْ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رامسر شهرستان شهسوار. دارای 110 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن مرکبات،برنج و چای است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
💡 چون سلطان زینالعابدین به ری رسید، موسی جوکار که فرمانروای ری بود، او را دستگیر و نزد شاه منصور فرستاد.
💡 چندی نگذشت که شاه منصور، زینالعابدین را با سرداران لشکرش به میهمانی دعوت کرد و چون همگی در مجلس حاضر شدند، آنان را دستگیر و زندانی ساخت و لشکر شیراز را با خود همداستان کرد و رهسپار آن دیار شد.
💡 سلطان غضنفر، نام پسر شاه منصور مظفری و ولیعهد وی بود. نام او به معنی شیر نر است که با اوصاف خانواده وی از جمله پدرش شاه منصور، تناسب دارد.
💡 در ذوالحجه ۹۷۴ امیره ساسان در یک حمله غافلگیرکننده در نزدیکی سیاه رودبار توسط شاه منصور لاهیجی فرمانده نظامی لاهیجان و حاکم کوچصفهان تار و مار شد.
💡 نیز در غزلی که آخرین غزل حافظ انگاشته میشود و به مدح شاه منصور اختصاص دارد:
💡 نکته شگفت در این یادکردهای همزمان شاه منصور و سلطان غضنفر، نخست پیوند عاطفی و اعتماد میان پادشاه و ولیعهدش است که دست کم در ایران آن روزگار، به هیچ وجه سابقه و مشابه نداشتهاست و دیگر، عشق و علاقه مفرط حافظ به این شاه و شاهزاده است که برخی، این عشق را زنده کننده قدرت شاعری حافظ در پیری وی و موجب آفرینش موجی تازه از شاهکارهای وی دانستهاند.