لغت نامه دهخدا
شاه طارم فلک. [ هَِ رُ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بمعنی شاه سیارات که کنایه از خورشید عالم آرا باشد. ( برهان قاطع ). شاه سیارات. ( آنندراج ).
شاه طارم فلک. [ هَِ رُ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بمعنی شاه سیارات که کنایه از خورشید عالم آرا باشد. ( برهان قاطع ). شاه سیارات. ( آنندراج ).
بمعنی شاه سیارات که کنایه از خورشید عالم آرا باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر طارم فلک چو شه زنگ شد مکین در خاک تیره شد ملک روم را مکان