لغت نامه دهخدا
شادی پذیر. [ پ َ ] ( نف مرکب ) نعت از شادی پذیرفتن. پذیرنده شادی:
چو بربط هر که او شادی پذیر است
ز درد گوشمالش ناگزیر است.نظامی ( خسرو شیرین ص 415 ).
شادی پذیر. [ پ َ ] ( نف مرکب ) نعت از شادی پذیرفتن. پذیرنده شادی:
چو بربط هر که او شادی پذیر است
ز درد گوشمالش ناگزیر است.نظامی ( خسرو شیرین ص 415 ).
نعت از شادی پذیرفتن پذیرنده شادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جشن نوروزی روستای پالنگان در راستای ثبت ملی روستای تاریخی و گردشگر پذیر پالنگان، معرفی جاذبه تاریخی و گردشگری منطقه و معرفی رسوم متنوع آن برگزار میشود. این جشن شامل شادی و چرخاندن مشعلها و حرکت به بالای صخرههای پشت روستا توسط جوانان روستاست. در این جشن مردم با نواختن موسیقیهای سنتی و پوشیدن لباسهای رنگارنگ و حضور بر بامهای خانهها به استقبال بهار میروند.