شاخ گیر کردن

لغت نامه دهخدا

شاخ گیر کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شاخ بهم گیر کردن؛ کنایه از شاخ بشاخ شدن. رجوع به شاخ بشاخ شدن شود.

فرهنگ فارسی

شاخ بهم گیر کردن کنایه از شاخ بشاخ شدن.

جمله سازی با شاخ گیر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شکست ارتش سرخ در حفظ خط دفاعی رود نمان موجب تصرف سریع ویلنا، پایتخت جمهوری لیتوانی شوروی توسط لشکر هفتم زرهی از سپاه ۳۹ موتوریزه ورماخت در ساعات اولیه صبح ۲۴ ژوئن شد. همان روز گروه زرهی ۳ از محدود شدن حرکت نیروهایش به یک ستون به جهت شرایط وخیم راه‌ها و کاهش یافتن سرعت کل نیروها به سرعت آهسته‌ترین خودروها خبر داد که در صورت گیر کردن کامیون‌ها با بار سنگین در گل اوضاع را بدتر می‌کرد و افزود تمام آنچه در آن منطقه «جاده» خوانده می‌شود مسیرهایی خاکی و شنی هستند که مورد رسیدگی قرار نگرفته‌اند. به هر صورت پیشروی نیروهای هوت پهنای شکاف بین ارتش سوم در جبهه غربی و ارتش یازدهم آن در جبهه شمال غربی شوروی را به نزدیک ۱۶۰ کیلومتر افزایش داد..

💡 کابیانکا در ۱۵ ژوئن ۱۹۶۱ بر اثر تصادف رانندگی به‌علت گیر کردن پدال گاز خودرو و خروج از مسیر پیست در پیست اتومبیل‌رانی مودنا درگذشت. در این حادثه خودروی او از مسیر پیست، و سپس از در ورودی پیست خارج شده و با ورود به خیابان شهری، پس از برخورد با یک موتورسوار، یک دوچرخه‌سوار، یک خودروی مینی‌ون و چند خودروی پارک‌شده، در نهایت با یک دیوار برخورد کرد و متوقف شد. رانندگان خودروی مینی‌ون و موتورسیکلت در صحنهٔ حادثه کشته‌شدند و دوچرخه‌سوار نیز پس از برخورد جسم فلزی سنگینی که روی خودروی مینی‌ون حمل می‌شد، بلافاصله کشته‌شد. کابیانکا که پس از حادثه بی‌هوش شده‌بود، چند ساعت بعد در یک بیمارستان درگذشت.

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز