لغت نامه دهخدا
شاخ به شاخ جستن. [ ب ِ ج َ ت َ ] ( مص مرکب ) شاخ به شاخ پریدن. ( امثال و حکم دهخدا ).
شاخ به شاخ جستن. [ ب ِ ج َ ت َ ] ( مص مرکب ) شاخ به شاخ پریدن. ( امثال و حکم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به چهره زرد چو برگی به شخص گوژ چو شاخ به سرسفید چو برف و به دل سیه چو غراب
💡 دیوها را بنگر شاخ به چندین شعبه هر یکی را شکمی ژرف و تهی چون جعبه
💡 ترجمه واژه به واژه عبارت عربی «ذوالقرنین» همانطور که در قرآن نوشته شدهاست، «دارنده دوشاخ» میباشد. اسکندر مقدونی در تصویرسازیهای یونان باستانی از اسکندر با دو شاخ به تصویر کشیده شدهاست:
💡 بر هر سر شاخی که زند برق محبت نه شاخ به جا ماند و نه خار و نه خاشاک
💡 در باغ به جز عکس رخ دوست نبینیم وز شاخ به جز حالت مستانه ندانیم
💡 بر روی سکههای ضربشده در دوران پادشاهی سیناتروک، او با تاجی مزیّن به تعدادی گوزن که در پی هم قرار دارند تصویر شده است و از دو طرف دو شاخ به تاج متصل است. گوزنها اشارهای به نمادگرایی مذهبی سکاها است که به او کمک کرده بودند تا به پادشاهی برسد. فرهاد سوم، پسر سیناتروک نیز از نمادهای گوزن بر روی سکه های خود استفاده کرده است.