لغت نامه دهخدا
سینه گذار. [ ن َ / ن ِ گ ُ ] ( نف مرکب ) هر چیز که در سینه نفوذ کرده و از آن بگذرد. ( ناظم الاطباء ):
سنان سینه گذارت برون شود آسان
ز کوه آهن همچون ز پرنیان سوزن.سوزنی.
سینه گذار. [ ن َ / ن ِ گ ُ ] ( نف مرکب ) هر چیز که در سینه نفوذ کرده و از آن بگذرد. ( ناظم الاطباء ):
سنان سینه گذارت برون شود آسان
ز کوه آهن همچون ز پرنیان سوزن.سوزنی.
هر چیز که در سینه نفوذ کرده و از آن بگذرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به بار بالای بیماری در کشورهای در حال توسعه، و آگاهی نسبتاً کم از این بیماری در کشورهای توسعه یافته، جامعه بهداشت جهانی ۱۲ نوامبر را روز جهانی سینه پهلو اعلام کردهاست که روزی برای شهروندان و سیاست گذاران دلسوز جهت اقدام علیه این بیماری است. هزینههای اقتصادی سینه پهلو اکتسابی از جامعه ۱۷ میلیارد دلار تخمین زده شدهاست.
💡 پروای دل نداری، خون شد ز بیقراری دستی نمی گذاری بر سینه های پرجوش