سیر اهنگ
لغت نامه دهخدا
( سیرآهنگ ) سیرآهنگ. [ هََ ] ( ص مرکب ) بلندآهنگ. در اینجا لفظ آهنگ به معنی آواز است. ( غیاث ) ( آنندراج ):
ذره تا خورشید گلبانگ اناالحق میزند
نغمه خارج ندارد ساز سیرآهنگ عشق.صائب ( از آنندراج ).|| راضی. خشنود. || جوانمرد. سخی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( سیر آهنگ ) بلند آهنگ
جمله سازی با سیر اهنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ناید اندر گوش بی آهنگ بانگ آفرین بس که سیر آهنگ آید نغمهشان بیرون ز تار
💡 تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحهسازیها قفس آموخت ما را صنعت قانوننوازیها
💡 چون حباب آن دم که سیر آهنگ این دریا شدم درگشاد پردهٔ چشم از سر خود وا شدم
💡 چنگ و عود و بربط و قانون مکرر گشته است نغمه از مرغان سیر آهنگ می باید کشید
💡 بر سر خوان محبت هر چه خواهی حاضر است نغمه سیر آهنگ شد از کاسه ی طنبور ما