سکه به زر کردن. [ س ِک ْ ک َ / ک ِ ب ِ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سکه زدن زر را. || موافق گفته ای بعمل آوردن. ( غیاث ). گفتار را با کردار پیوند دادن و خوب سرانجام دادن. ( آنندراج ): تا قیامت احتیاج مردم عالم به اوست هرکه کار خویشتن را سکه بر زر میکند.محتشم کاشانی ( از آنندراج ).
جمله سازی با سکه به زر کردن
💡 متحدین ابوتراب نوهٔ مادری شاه سلطان حسین را با نام شاه اسماعیل سوم بر تخت نشاندند و خطبه و سکه به نام او زدند و مناصب را بین خود تقسیم کردند.
💡 تقریباً تمامی سکههای ضربشده بعد از خسرو پرویز، از نظر صورت و لباس و تاج و عناصر پشت سکه بهطور کامل به سکههای خسرو پرویز شباهت دارند.
💡 این سخن گر بنویسند به زر جا دارد الحق عارف سخن سکه به زر میگوید
💡 هرگز مباد خطبه و سکه به شرق و غرب بی کنیت مبارک و بی نام پهلوان
💡 تقریباً تمامی سکههای ضربشده بعد از خسرو پرویز، از نظر صورت و لباس و تاج و عناصر پشت سکه بهطور کامل به سکههای خسرو پرویز شباهت دارند.
💡 سلطانی اگر خواهی درویش مجرد شو نه رشته به گوهر کش نه سکه به درهم زن