سکه کاری

لغت نامه دهخدا

سکه کاری. [ س ِک ْ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) کار سکه کردن. عمل سکه زدن: به دستور مقرر در اشرفی و عباسی سکه کاری نمایند. ( تذکرة الملوک ص 33 ).

فرهنگ فارسی

کار سکه کردن عمل سکه زدن

جمله سازی با سکه کاری

💡 برخی از سکه شناسان در پژوهش‌های خود اشاره به نقوشی مانند جانور خوابیده یا سر جانور، یا سر اسب یا پرنده یا ماهی نموده‌اند. در مجموعه سکه‌های «هخامنشی» (ارنست بابلون) سکه‌ای است که در فرورفتگی پشت آن به گونه روشنی نقش قسمت جلوی کشتی دیده می‌شود. این سکه ضرب شهر کاری، در آسیای کهین است، زیرا یک حرف که نشانه این منطقه‌است، بر روی آن فرورفتگی است.

💡 تیسافرن پسر ویدرن برادر استاتیرا زن اردشیر دوم بوده‌است. پس از آنکه ولی لیدی پیسوتنس را که به فکر استقلال افتاده بود با حسن تدبیر وادار به تسلیم و آن غائله را رفع کرد، داریوش دوم از طرف شاهنشاه وقت به فرمانروایی لیدی منصوب گردید. وی در دوره فرمانروایی خود در جنگ با اسپارت در سال ۴۱۱ ق.م. در شهر آسپاندوس که مقر تمرکز قوای بحری بود و بعد در جنگ با درسیلیداس در سال ۳۹۵ در شهرهای ایازو و کاری سکه زد. بعضی از این سکه‌ها از لحاظ هنری قابل توجه بوده و قطعاً عمل یکی از بهترین هنرمندان آن دوره می‌باشد.

خنیاگر یعنی چه؟
خنیاگر یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز