سکته ور

لغت نامه دهخدا

سکته ور. [ س َ ت َ / ت ِ وَ ] ( ص مرکب ) آنکه عیب سکته داشته باشد وآن را به تازی سکوت خوانند. ( آنندراج ):
پای خردم ز سنگ جهال
اعرج شد و سکته ور شد اقوال.درویش واله هروی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که بیماری سکته داشته باشد.

جمله سازی با سکته ور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پروین دولت‌آبادی روز سه‌شنبه ۲۷ فروردین سال ۱۳۸۷ شمسی در سن ۸۴ سالگی بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا دفن گردید.

💡 اسماعیل شیشه‌گران روز ۲۲ بهمن سال ۱۳۹۸ در سن ۶۴ سالگی، بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت.

💡 اصغر تفکری در نیمه شب شنبه۱۱ خرداد ۱۳۳۹ در تهران در سن ۵۲ سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت و در امامزاده عبدالله به خاک سپرده شد.

💡 بیدل از طور کلامم بی‌تأمل نگذری سکته خیز افتاده چون موج‌ گهر تقدیر من

💡 دوستان افسرد دل چندی به آهش خون‌ کنید کم تلاشی نیست گر این سکته را موزون کنید

💡 ندارد جز تأمل موج‌ گوهر مصرعی دیگر همین یک سکته است انشای دیوانی ‌که من دارم

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز