سپاس گفتن
مترادفها
شکر کردن، قدردانی کردن، تشکر کردن
متضادها
ناسپاسی کردن، کفران کردن
لغت نامه دهخدا
سپاس گفتن. [ س ِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) شکر کردن. شکر گزاردن:
الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت
اسباب راحتی که ندانی شمار کرد.سعدی.بسرپنجگی کس نبرده ست گوی
سپاس خداوند توفیق گوی.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ فارسی
شکر کردن شکر گزاردن
جمله سازی با سپاس گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چنین گفتن زان پس که یزدان سپاس مبادم مگر پاک و یزدان شناس
💡 آنگاه كه مفتى مى خواهد فتوائى صادر نمايد بايد استعاذه كند، و از شر شيطان مطرود ازرحمت، به خداوند متعال پناه برد و بگويد: (( اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ) ))و نام خداوند را با گفتن (( (بسم الله الرحمن الرحيم ) )) بردل و زبان جارى سازد، و او را سپاس گفته، و بر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله )و خاندان او (عليهم السلام ) درود فرستد و دعا كند و بگويد.
💡 پس از پایان مراسم تقدیر، سخنران با لحنی گرم شروع به سپاس گفتن از تمامی داوطلبانی کرد که در برگزاری این رویداد بزرگ نقش اساسی و حیاتی ایفا کرده بودند.
💡 ما باید همیشه عادت کنیم که پس از دریافت هر نوع کمک یا خدمات، با کلمات محبتآمیز از دیگران سپاس گفتن و قدردانی صمیمانه خود را نشان دهیم.
💡 او در نامهای رسمی، ضمن ابراز خوشحالی از نتیجه همکاری، به سپاس گفتن از تیم فنی پروژه که شبانهروز تلاش کرده بودند، پرداخت و از آنها تشکر کرد.