سپاس پذیرفتن
مترادفها
تشکر کردن، قدردانی کردن، سپاسگزاری
متضادها
ناسپاسی کردن
لغت نامه دهخدا
سپاس پذیرفتن. [ س ِپ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) قبول منت کردن. شکرگزاری کردن. ممنون شدن: ایشان از مجاعه بسیار سپاس پذیرفتند. ( ترجمه طبری بلعمی، از یادداشت مؤلف ).
بدو هر کسی گفت اخترشناس
بنزد تو آید پذیرد سپاس.فردوسی.
فرهنگ فارسی
قبول منت کردن شکر گزیاری کردن ممنون شدن: ایشان از مجاعه بسیار سپاس پذیرفتند
جمله سازی با سپاس پذیرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرم به تیغ زند چارهای نمیدانم بجز سپاس پذیرفتن و سپر گشتن
💡 وقتی از او برای کارهای خوبش تشکر کردند، با فروتنی تمام آن کلمات زیبا را سپاس پذیرفت و از محبت اطرافیان خود بسیار خوشحال شد.
💡 او همیشه سعی میکرد با تواضع از هرگونه سپاس پذیرفتن خودداری کند و معتقد بود که انجام وظایفش نیازی به تشکر و قدردانی دیگران ندارد.
💡 او با فروتنی تمام، سپاس پذیرفتنِ تحسینهای حضار را آغاز کرد و از همه آنها برای توجه و حمایتهایشان صمیمانه تشکر و قدردانی کرد.