سنگ راه شدن

لغت نامه دهخدا

سنگ راه شدن. [ س َ گ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از مانعشدن و منع کردن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). مزاحم و مانع و انگل شدن. ( ناظم الاطباء ). عائق. مانع وصول بمطلوب شدن. ( یادداشت مؤلف ):
هر رهی کآن گرفتم اندر پیش
گشت فرسنگ و سنگ راهم شد.ابن یمین ( از انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

کنایه از مانع شدن و منع کردن مزاحم و مانع و انگل شدن.

جمله سازی با سنگ راه شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سنگ راه خود شمارد کعبه و بتخانه را هرکه چون بیدل طواف‌ گوشهٔ دلها کند

💡 راحت منزل بود بر رهنوردان سنگ راه می کند آب گوارا را گران استادگی

💡 اکنون که سنگ راه تو نرخ گهر گرفت شد این‌چنین به خاک برابر طلای من

💡 بیم گمراهی ز وصل کعبه سنگ راه ماست گرچه چون زنجیر نقش پا به هم پیوسته است

💡 شکست خاطر اطفال سنگ راه می‌گردد وگرنه راه صحرای جنون دیوانه می‌داند

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز