سنگ در دهان ان

لغت نامه دهخدا

سنگ در دهان انداختن. [ س َ دَ دَ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) خاموش بودن. ( غیاث ). مرادف از زبان افتادن و خاموش بودن. ( آنندراج ):
بنفشه پیش خطت قفل بر زبان انداخت
گهر ز شرم لبت سنگ در دهان انداخت.میرزا صائب ( از آنندراج ).

جمله سازی با سنگ در دهان ان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سنگ در دامن نهندم تا در اندازم بخلق ریسمان خویش را با دست من تابیده‌اند

💡 دشمن خود گر نه‌ای، ما را به خود دشمن مکن در بغل چون شیشه داری، سنگ در دامن مکن

💡 ندید هیچ کسی سنگ در میانهٔ سیم چرا تو سنگْ دلی ای نگار و سیم تنی

💡 چون تجلی کرد بر سیمای جان سینای عشق آن بت سنگین آزر سنگ در آزر گرفت

💡 همچنین اگر سنگ در پیشابراه مردان گیر می‌کرد و با هیچ روش بیرون نمی‌آمد، به گفته خودش به آهن مشغول می‌شدند و با تیغ و برش جراحی سنگ را درمی‌آوردند.

💡 ز ناز تا بتوان سنگ در ترازو نه که عشق حسن تو را برد و برتر ازو زد

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز