سلف دان

لغت نامه دهخدا

سلفدان. [ س ِ ] ( اِ مرکب ) ظرف برای افکندن آب دهان و اخلاط سینه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

ظرفی که در آن آب دهن اندازند.

جمله سازی با سلف دان

💡 در فصل چهارم مشخص می‌شود که زندانیان سونا شورش کرده‌اند و سوکره به همراه تی‌بگ و بلیک از آن‌جا گریخته‌اند. همچنین مشخص می‌شود که سارا زنده است. در این فصل دان سلف که یکی از مأموران امنیت ملی است، از مایکل و دوستانش می‌خواهد که دستگاهی به نام سیلا را پیدا، سازمان را نابود و آزادی خودشان را تضمین کنند. در طول این فصل مایکل و همراهانش به دنبال این دستگاه هستند و بلیک نیز در این راه، جان خود را از دست می‌دهد. در آخر آن‌ها سیلا را به دست می‌آورند و رئیس و همه اعضای سازمان دستگیر می‌شوند. همچنین مشخص می‌شود مادر مایکل، کریستینا اسکافیلد زنده است و در طول این سال‌ها برای سازمان کار می‌کرده‌است. او می‌خواهد سیلا را از چنگ مایکل در بیاورد اما در پایان فصل توسط سارا کشته می‌شود.

💡 یک لحظه سلف دیده کاین جایم تا دانی بر حیرت من گاهی خندیده تو چون شکر

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز