لغت نامه دهخدا
سفیدمیر. [ س َ / س ِ ]( اِ مرکب ) بیماری در کرم ابریشم. ( یادداشت مؤلف ). سفیدک. سپیدمیر. سپیدک.
سفیدمیر. [ س َ / س ِ ]( اِ مرکب ) بیماری در کرم ابریشم. ( یادداشت مؤلف ). سفیدک. سپیدمیر. سپیدک.
بیماری در کرم ابریشم سفیدک سپیدمیر سپیدک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گه سوی میر کنی روی امید سازی از حرص سیه روی سفید
💡 اعتیاد به الکل میزان مرگ و میر ناشی از ذاتالریه را به دلیل لکوپنی، یعنی کاهش تعداد گلبولهای سفید خون که خود منجر به عفونت وخیمتری میشود، افزایش میدهد؛ زیرا گلبولهای سفید خون به مبارزه با عفونت باکتریایی کمک میکنند، بنا بر این تعداد کمتر آنها منجر به واکنش ایمنی کمتری میشود. الکلیها در معرض خطر ابتلا به عفونت با باکتریهای گرم-منفی یا انتشار باکتری در خون هستند.