لغت نامه دهخدا
سرخوش بودن. [ س َ خوَش ْ / خُش ْ دَ ] ( مص مرکب ) سرمست و خوشحال بودن:
یکی را که سرخوش بود با یکی
نیازارد از وی بهر اندکی.سعدی.صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد.حافظ.
سرخوش بودن. [ س َ خوَش ْ / خُش ْ دَ ] ( مص مرکب ) سرمست و خوشحال بودن:
یکی را که سرخوش بود با یکی
نیازارد از وی بهر اندکی.سعدی.صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد.حافظ.
سرمست و خوشحال بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوپرنورفین آگونیست نسبی گیرندههای مو و آنتاگونیست قوی گیرنده کاپا است، آگونیستهای نسبی گیرنده مو، به گیرنده مو متصل شده و آن را فعال میکنند اما این فعال کردن کمتر از آگونیستهای کامل صورت میپذیرد، به این معنا که با وجود اپیوئیدی بودن و داشتن عوارض خاص اپیوئیدها همچون سرخوشی و تضعیف سیستم تنفسی، حداکثر اثر آن کمتر از آگونیستهای کامل اپیوئید مانند هروئین و متادون است.