سر سری داشتن

لغت نامه دهخدا

سر سری داشتن. [ س َ رِ س َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از هوای بزرگی در سر داشتن. ( آنندراج ):
خرد و دین سر سری دارد
گرتو با او سر سری داری.سنایی ( از آنندراج ).اگر مجاهده از بهر توشه آخرت است آنچه مقصود است چگونه سر سری میداری و آنچه وسیلت است چنین نگاه میداری. ( کتاب المعارف بهأولد ).

فرهنگ فارسی

کنایه از هوای بزرگی در سر داشتن

جمله سازی با سر سری داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیا و بر سر سری بپوش گرده چند که بس خراب شود آدمی ز بیکاری

💡 به آستانه ی جنت فرو نیارد سر سری که بر سر کوی تو برزمین باشد

💡 ز پا در افتد و بر خاستن محال بود کسی که رهروی عشق سر سری داند

💡 یک سر سری به بحر تفکّر فرو بریم و آنگه زنخ به مایة دریا و کان زنیم

💡 برآورد ز گریبان آسمانها سر سری که خاک شود در گذار زنده دلان

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز