لغت نامه دهخدا
سخن خوردن. [ س ُ خ َ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) لاف و گزاف شنیدن:
من از تو گر سخن خوردم عجب نیست
نخست آدم سخن خورده ست از ابلیس.؟ ( از سندبادنامه ).
سخن خوردن. [ س ُ خ َ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) لاف و گزاف شنیدن:
من از تو گر سخن خوردم عجب نیست
نخست آدم سخن خورده ست از ابلیس.؟ ( از سندبادنامه ).
لاف و گزاف شنیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سر منبر سخن گویند، مر اوباش را از بهشت و خوردنی حیران همی زینسان کنند
💡 پس از مقدارى راه پيمودن آن عالم روحانى به جوانى كه صاحب ميوه بود و در كنار همانعالم نشسته بود، رو كرد و گفت: (رفيق يك قسمت از خدمات روحانيت به اجتماع از همينقبيل است كه الان مشاهده كردى كه نه تنها اين جانب مسافرين را از خوردن ميوه ها منصرفكردم بلكه آنها را واداشتم تا در جمع آورى آن هم به شما كمك كنند)، آن جوان با شنيدناين سخن از سؤ ال و پرسش قبلى پشيمان شد وازعمل آن مرد عالم صميمانه تشكر كرد.(21)
💡 با شنيدن اين سخن گريان شدم و از افكار خود توبه كردم ومشغول خوردن ماهى و ماست با خرما گشتم و هر چه مى خوردم، از غذا كم نمى شد؛ و چوندر عمرم غذائى به آن لذيذى نديده و نخورده بودم، بسيارتناول كردم و با خود گفتم: ديگر كافى است، زشت است بيش از اين بخورم و خجالتكشيدم.