سحر فریب

مترادف‌ها

جادوگر، افسونگر، فریبنده

لغت نامه دهخدا

سحرفریب. [ س ِ ف ِ / ف َ ] ( ص مرکب ) که در فریبندگی چون سحر بود:
حافظ حدیث سحرفریب خوشت رسید
تا حد مصر و چین و به اطراف روم و ری.حافظ.

فرهنگ فارسی

که در فریبندگی چون سحر بود

جمله سازی با سحر فریب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو مغزپسته ترا صبح در شکر گیرد فریب چاشنی خواب اگر سحر نخوری

💡 لبی و صد هزار سحر و فسون چشمی و صد هزار مکر و فریب

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران