سحر سخن

لغت نامه دهخدا

سحرسخن. [ س ِ س ُ خ َ ] ( ص مرکب ) آنکه سخن سحرآمیز دارد. آنکه سخن او چون سحر بود:
مشتری سحرسخن خوانمش
زهره هاروت شکن دانمش.نظامی.

فرهنگ فارسی

آنکه سخن سحر آمیز دارد آنکه سخن و چون سحر بود.

جمله سازی با سحر سخن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عرق جمال مغز جلال استخوان فر الهام نظم سحر سخن معجز قلم

💡 ای سامری سحر سخن، گر تو می نهی در کوی عشق او ز سر اضطرار پای

💡 در سحر سخن چنان تمامم کایینهٔ غیب گشت نامم

💡 بر طوطیان هند ببندد زبان نطق جامی چو رو به سحر سخن کوشی آورد

💡 اهلی، ترا ز لعل لب آن مسیح دم سحر سخن بپایه اعجاز میرسد

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز