لغت نامه دهخدا
سحبان بیان. [ س َ ب َ] ( ص مرکب ) که در فصاحت سحبان را ماند:
آصف حاتم سنی احنف سحبان بیان
یحیی خالدعطا جعفر هارون شعار.خاقانی.رجوع به سحبان وائل شود.
سحبان بیان. [ س َ ب َ] ( ص مرکب ) که در فصاحت سحبان را ماند:
آصف حاتم سنی احنف سحبان بیان
یحیی خالدعطا جعفر هارون شعار.خاقانی.رجوع به سحبان وائل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون در آرم معانی تو به لفظ کش بود عاجز از بیان سحبان