سجل کردن

لغت نامه دهخدا

سجل کردن. [ س ِج ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تسجیل. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). تصدیق کردن. تأیید کردن. قبول کردن. پذیرفتن امضاء: هر چیزی که خرد و فضل وی آن را سجل کرد بهیچ گواه حاجت نیاید. ( تاریخ بیهقی ).
وگرزبان هنر می سراید این دعوی
بحکم عقل سجل میکنم که آن ِ من است.خاقانی.|| فتوا دادن. حکم کردن: آنکسان گواهی نبشتند و حاکم سجل کرد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 182 ). او را [ یزدجرد را ] بدان اصفهبد سپرد و سجلی کرد که ملک را به خویشتن پذیرفت. ( فارسنامه ابن البلخی ص 112 ). رجوع به سجل شود.

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - تأیید کردن، تصدیق کردن. ۲ - ثبت کردن.

فرهنگ فارسی

تسجیل. تصدیق کردن

ویکی واژه

تأیید کردن، تصدیق کردن.
ثبت کردن.

جمله سازی با سجل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «یَوْمَ نَطْوِی السَّماءَ» آن روز که بر نوردیم آسمان را، «کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ» چون بر نوشتن سجل نامه را، «کَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ» چنان که مردم را بیافریدیم باز دیگر باره باز آفرینم، «وَعْداً عَلَیْنا» کردن این که ما گفتیم بر ماست، «إِنَّا کُنَّا فاعِلِینَ» (۱۰۴) که ما آن را خواهیم کرد.

بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
اژدر یعنی چه؟
اژدر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز