سبیل کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برایگان دراختیار همه گذاشتن. مباح ساختن بر همه:
خرکیمخت گاه کرده سبیل
بر گروگان شب رود در باب.سوزنی.به که خربندگیت رای کند
سر خود را سبیل پای کند.نظامی.چنین یاد دارم که سقای نیل
نکرد آب بر مصر سالی سبیل.سعدی ( بوستان ).شاید آن روی اگر سبیل کنند
بر تماشاکنان حیرانش.سعدی ( طیبات ).من سبیل دشمنان کردم نصیب عرض خویش
دشمن آن کس در جهان دارم که دارد دشمنش.سعدی ( طیبات ).ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
سلسبیلت کرده جان و دل سبیل.حافظ.|| وقف کردن: هرچند گفت قبول نکرد آن زر در نیت خویش سبیل کرده ام آخر بفرمود تا جمله بدرویشان دادند. ( کیمیای سعادت ). چون از نماز فارغ شد آن اسپان را در راه خدا سبیل کرد. ( قصص الانبیاء ص 167 ).
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) چیزی را به رایگان در اختیار همه گذاشتن.
برایگان در اختیار همه گذاشتن مباح ساختن بر همه
چیزی را به رایگان در اختیار همه گذاشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیشتر قشقاییها دارای چشمانی متوسط، موی تیره (مشکی و قهوهای) و صورت گندمگون هستند. در میان طایفه فارسیمدان (ایمور) و دره شوری گروهی سفیدپوست با موی زرد یا بور نیز دیده میشوند. زنان قشقایی هرگز آرایش نمیکنند. تنها فرق زنان با دختران «چتر زلف» زنهاست. هنگام عروسی برای آرایش عروس این چتر زلف را درست میکنند. مردان قشقایی معمولاً صورت خود را میتراشند و به بلند کردن سبیل علاقه خاصی دارند
💡 بیشتر قشقاییها دارای چشمانی متوسط، موی تیره (مشکی و قهوهای) و صورت گندمگون هستند. در میان طایفهٔ فارسیمدان (ایمور) و دره شوری گروهی سفیدپوست با موی زرد یا بور نیز دیده میشوند. زنان قشقایی هرگز آرایش نمیکنند. تنها فرق زنان با دختران «چتر زلف» زنهاست. هنگام عروسی برای آرایش عروس این چتر زلف را درست میکنند. مردان قشقایی معمولاً صورت خود را میتراشند و به بلند کردن سبیل علاقه خاصی دارند