زه کردن تن

لغت نامه دهخدا

زه کردن تن. [ زِه ْ ک َ دَ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) تن را مانند زه لاغر کردن. کنایه از لاغری تن است:
لیک عشق عاشقان تن زه کند
عشق معشوقان خوش و فربه کند.مولوی.

فرهنگ فارسی

تن را مانند زه لاغر کردن

جمله سازی با زه کردن تن

💡 تا چه آید، روشن است، از دستِ این یک قبضه خاک چرخ نتوانست زه کردن کمانِ عشق را