زر فان

لغت نامه دهخدا

زرفان. [ زَ ] ( اِ ) پیر فرتوت کهن سال بود. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مصحف زرمان. ( حاشیه برهان چ معین ).
زرفان. [ زَ ] ( اِخ ) نام ابراهیم. ( از برهان ) ( از آنندراج ). نام ابراهیم خلیل. ( ناظم الاطباء ). براساسی نیست و رجوع به زربان و زروان شود.

فرهنگ فارسی

پیر فرتوت کهن سال نام ابراهیم هم هست

جمله سازی با زر فان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای که دل در عز و جاه دهر فانی بسته‌ای عز و جاه ترک عز و جاه را بهتر شمار

💡 او در سال ۲۰۱۵ به طور آزاد و با قراردادی ۱۸ ماه به منچستریونایتد لوییز فان خال پیوست.

💡 لمعه‌ای فانی شمر زآن آتش ایمن که کرد یک فروغش ظلم را چون ظلمت شبهای تار

💡 فقال: بلى للمراه ما بين حملها الى وضعها الى فطامها من الاجر كالمرابط فىسبيل الله فان هلكت فيما بين ذلك كان لها مثل منزله الشهيد.(32)

💡 اما بعد فان عليا باب من دخله كان مؤمنا، و من خرج منه كان كافرا،اقول قولى هذا و استغفرذ الله العظيم لى و لكم

💡 توشه ره، دل ازین عالم فانی بردار که همین با تو ز اسباب سفر خواهد ماند

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز