واژه «زبانیفش» از ترکیبات توصیفی زبان فارسی است که بیشتر در متون ادبی و تعبیرهای کنایی بهکار رفته است. این واژه از «زبانی» و پسوند توصیفی «ـفش / ـوش» ساخته شده و از نظر ساخت همانند ترکیبهایی چون «زبانیوش» است. «زبانیفش» بهصورت کنایه برای توصیف چهرهای زشت، نازیبا یا ناخوشایند بهکار میرود. در این تعبیر، زبان بهعنوان نمادی از بیرونزدگی یا ناهنجاری، در وصف ظاهر فرد به کار گرفته شده است. کاربرد این واژه بیشتر جنبه ادبی و بلاغی دارد و کمتر در گفتار روزمره دیده میشود. نویسندگان و شاعران با استفاده از «زبانیفش» میکوشیدند زشتی چهره را به شکلی غیرمستقیم و تصویری بیان کنند. این تعبیر معمولاً بار منفی و تحقیرآمیز دارد. در مجموع، «زبانیفش» کنایهای است برای اشاره به زشتی ظاهر و بدچهرگی فرد.
زبانی فش
لغت نامه دهخدا
زبانی فش. [ زَ ف َ ] ( ص مرکب ) مانند زبانی. زبانی وش. کنایت از زشت و بدچهره:
گفت رخم گرچه زبانی فش است
ایمنم از ریش کشان هم خوش است.نظامی ( مخزن الاسرار ص 157 ).
فرهنگ فارسی
مانند زبان کنایه از زشت بد چهره