زبان موی شدن

لغت نامه دهخدا

زبان موی شدن. [ زَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مانند زبان موی درآوردن. برای مقصودی زیاد سخن گفتن:
شد زبانم موی و شد مویم زبان
از تظلم این چه بیداد است باز.خاقانی.گرچه ز افغان مرا با تو زبان موی شد
در همه عالم منم موی شکاف از زبان.خاقانی.زبانش موی شد وز هیچ روئی
بمشکین موی درنگرفت مویی.نظامی.و رجوع به زبان شود.

فرهنگ فارسی

مانند زبان موی در آوردن برای مقصودی زیاد سخن گفتن

جمله سازی با زبان موی شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بس که تیغ زبان موی کرد خاقانی تن چو موی به مویه ز تیغ برهاندیم

💡 اگر تنم نه زبان موی می‌کند به ثناش به جای موی سنان بر مسام او زیبد

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز