زانو در گل نشست
لغت نامه دهخدا
زانو در گل نشستن. [ دَ گ ِ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایت از عاجز بودن از انجام کار یا اثبات مدعائی. کاری از پیش نبردن. پای در گل ماندن:
جبهه عقل و جنون در گرو تسلیم اند
زانوئی نیست که در گل ننشیند اینجا.ملا قاسم مشهدی ( از آنندراج ).
جمله سازی با زانو در گل نشست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به پروردگارت قسم ايشان را با شيطانها محشور كنيم و همه را به زانو در آوردهپيرامون جهنم حاضر سازيم (68).
💡 در جنگ ((احزاب )) يا خندق جهادگران مسلمان سه هزار نفر در برابر ده هزار (000/10)نفر با 300 راءس اسب و هزار و پانصد شتر قرار مى گيرند، و دشمن را به زانو در مىآورند، كه مى آموزد قدرت و توان كيفيت بر كميت بيشتر است.
💡 سالها ته کرده ام زانو در آتش همچو زلف تا به کف سر رشته ای از پیچ و تابم داده اند
💡 سبک باشی به رقص اندر، چو بانگ مذنان آید به زانو در پدید آیدت ناگه علت بلغم
💡 جمله (الا ان يحاط بكم ) در اصل به اين معنى است كه مگر اينكه حوادث به شما احاطهكند يعنى مغلوب حوادث شويد، اين جمله ممكن است كنايه از مرگ و مير و يا حوادث ديگرىباشد كه انسان را به زانو در مى آورد، و قدرت را از او سلب مى كند.