لغت نامه دهخدا
پای در گل. [دَ گ ِ ] ( ص مرکب ) گرفتار و حیران. ( غیاث اللغات ).
پای در گل. [دَ گ ِ ] ( ص مرکب ) گرفتار و حیران. ( غیاث اللغات ).
پا در گل
گرفتار و حیران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنانکه رهی به عالم دل دارند از صحبت جسم پای در گل دارند
💡 به پیش قد تو چون سرو پای در گل ماند چگونه با تو کند دعوی سرافرازی
💡 گر به کلی برنگیری گل ز راه پای در گل ره به پایان کی شود
💡 قد سرو و نارون دادند خوبان را ولی عاشقان را پای در گل دست بر سر داشتند
💡 پیش سروی کز خرامش آب حیوان می چکد ما نظربازی به سرو پای در گل کرده ایم
💡 بس اشک که از دیده بحاصل آرم از آب دو چشم پای در گل آرم