لغت نامه دهخدا
زانو به زانو نشستن. [ ب ِ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) با کسی کفو بودن. هم مقام او بودن.
زانو به زانو نشستن. [ ب ِ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) با کسی کفو بودن. هم مقام او بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و نيز مستحب است موقع سرازير شدن بسجده دست هاراقبل از زانو به زمين برساند و محل سجده اش طورى باشد كه همه پيشانى روى آنقرار گيرد.
💡 و در افسانه دوم، آيا اين زنديق در مقام ريشخند كردن به خداى مسلمانان و پيامبر نبودهكه آن دو را در يك نشست سه جانبه زانو به زانوى دشمن مشتركشان يزدگرد، پادشاهايران، مى نشاند و چنان خبر سراپا دروغ و مسخره اى را با آب و تابنقل مى كند؟
💡 در یک بازی تمرینی عمومی قبل از فصل، دی جونز که با بیلی مردیث در تیم ملی ولز بازی میکرد از ناحیه زانو به شدت مصدوم شد، علیرغم معالجه پزشک باشگاه، ظرف یک هفته زخم عفونت کرد و متأسفانه این بازیکن فوت کرد..
💡 بسیار مهم است که بیمار و ورزشکار آسیب دیده تا زمانی که دامنه کامل حرکتی و قدرت عضلانی خود را در مفصل زانو به دست نیاورده است در تمرینهای فعال عادی شرکت نکند. زمانی که بیمار درد و تورمی در زانو نداشت و دامنه حرکتی زانو و قدرت عضلانی ران و توانایی هماهنگی بین عضلات اندام تحتانی به حد نرمال رسید میتواند به فعالیت ورزشی گذشته خود برگردد.
💡 نوع بافت اختصاصی به نام «منیسک» میان ران و درشت نی قرار دارند. این ساختارها را گاهی «غضروف زانو» هم میگویند، ولی در واقع منیسکها با غضروف مفصلی که سطح مفصل را میپوشاند، متفاوت هستند. منیسکهای زانو به دو دلیل اهمیت دارند.
💡 باديه نشنى را گفتند: زمستان خويش را چه توشه تدارك ديده اى ؟ گفت: لرزيدن وخرابى معده و زانو به بغل گرفتن و نشستن.