روشنایی گرفتن

لغت نامه دهخدا

روشنایی گرفتن. [ رَ / رُو ش َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کسب نور کردن. نور گرفتن:
روان اندراو گوهر دلفروز
کز او روشنایی گرفته ست روز.فردوسی.

فرهنگ فارسی

کسب نور کردن. نور گرفتن

جمله سازی با روشنایی گرفتن

💡 داوود ناجی عضو شورای عالی مردمی جنبش روشنایی برای سومین دوره پارلمانی افغانستان پس از طالبان، در کمیسیون مستقل انتخابات رسماً به عنوان کاندیدای انتخابات پارلمانی از حوزه انتخاباتی کابل ثبت نام نموده بود، اما در انتخابات موفق به گرفتن رای نشد و شکست خورد. هرچند زمزمه تقلب در این انتخابات زیاد بود و داوود ناجی نیز به نتایج اولیه انتخابات معترض بود، اما در آخر نتیجه انتخابات را پذیر فت.

💡 قبل از توسعه برق شهری، شمع‌ها با استفاده از جاشمعی (فارسی قدیم: زاغوته)، شمعدان کوتاه با تابه‌ای برای گرفتن موم چکیده، بین اتاق‌ها حمل می‌شد. اگرچه روشنایی الکتریکی شمع‌ها را در بسیاری از نقاط جهان به تدریج از بین برده‌است، اما شمعدان‌ها و شمع‌لوسترها هنوز در خانه به‌عنوان عناصر تزئینی یا ایجاد فضای مناسب در موارد خاص استفاده می‌شوند.

💡 اولین و تنها دمویی که گروه با نام The Beloved's Cry در سال ۱۹۹۳ منتشر کردند در زمرهٔ اولین آلبوم‌های «اورینتال متال» محسوب می‌شود. ساختار موضوعی آلبوم‌های آن‌ها از در کنارهم قرار گرفتن مضامین متضاد تشکیل می‌شود مانند رویایی جهان شرق و غرب، گذشته و حال، روشنایی و تاریکی و خدا و شیطان.