روده دراز

لغت نامه دهخدا

روده دراز. [ دَ / دِ دِ ] ( ص مرکب ) کسی که در تحریر و تقریر تطویل بلاطائل کند. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). پرگوی. پرحرف. بسیارگوی. درازنفس. پرچانه. بسیارسخن. مکثار. || کنایه از صاحب فتق هم هست و آن بیماری است که بسبب زور بیجا، روده در بیضه فرود آید و بیضه بزرگ شود و صدا کند و گاهی پر باشد و گاهی خالی، گویند اگر استخوان خرما را در آتش نهند صاحب باد فتق را درد گیرد و بی تاب شود. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ).، روده دراز. [ دَ / دِ ی ِ دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ایلاووس. ( لغات فرهنگستان ). رجوع به روده و ایلاووس شود.

فرهنگ عمید

کسی که بسیار حرف می زند، پرحرف، پرگو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه بسیار سخن گوید پر حرف.
کسی که در تحریر و تقریر تطویل بلا طائل کند. پرگوی. بسیار گوی.

جمله سازی با روده دراز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شب شد، چه شد که یار نیامد؟ یقین فتاد چنگ رقیب روده به صحبت دراز کن

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز