مستغرب

لغت نامه دهخدا

مستغرب. [ م ُت َ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استغراب. آنکه کسی را غریب می یابد. ( اقرب الموارد ). || مبالغه نماینده در خنده. ( منتهی الارب ). رجوع به استغراب شود.
مستغرب. [ م ُ ت َ رَ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استغراب. غریب یافته شده و غریب بشمار آمده. ( اقرب الموارد ). غریب داشته. عجیب و غریب و بیگانه. || نادر. ( ناظم الاطباء ). بعید. || آنکه غریب نوازی می کند. || متعجب و حیران. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استغراب شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ رَ ) [ ع. ] (اِمف. ) غریب شمرده، شگفت دانسته.
(مُ تَ رِ ) [ ع. ] (اِفا. ) کسی که به زبان ها و آداب و عادات غریبان (اروپاییان و آمریکاییان ) آگاه است، مق. مستشرق، ج. مستغربین.

فرهنگ عمید

غریب شمرده، عجیب وغریب، بیگانه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کسی که بزبانها و آداب و عادات غربیان ( اروپاییان و آمریکاییان ) آگاه است مقابل مستشرق جمع: مستغربین.

ویکی واژه

غریب شمرده، شگفت دانسته.
آگاه است؛ م
مستشرق؛
مستغربین.

جمله سازی با مستغرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شايد اين امر به نظر مستغرب و شگرف جلوه نمايد كه با وصف آن كه دجله درطول سه هزار سال مجراى مهم تمدن بوده، مع ذلك تسهيلات قايق رانى را به طورى كهبايست فراهم نساخته است، چنان كه وسيله متداول باربرى ازموصل تا بغداد يك نوع كلك هايى بود كه به سمت مصب رود شناور گشته و مسافت 275ميل بين اين دو شهر را در ظرف سه يا چهار روز طى مركردند به واسطه كثرت و وارداتو صادرات بار اندازهاى كرانه بغداد هميشه منظره فعاليت هاى بسى هنگفت بوده است.امروزه يك گونه قايق هاى مخصوصى كه سفينه ناميده مى شود، كالاهاى بازرگانى را ازپايتخت به ساير بخش هاى عراق حمل مى نمايند. اين قايق ها بسيارى از فرآورده هاىتمدن كنونى و اخبار دنياى خارج را به دهات دور دست آن كشور مى رسانند. رود پهناوردجله خدمت سودمند و با بركت خود را نسبت به عراق جديد انجام مى دهد هم چنان كه نسبت بهآشور باستان انجام داد.

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز