روبه رضا

لغت نامه دهخدا

روبه رضا. [ ب ِ زِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قائد رحمت بخش زاغه از شهرستان خرم آباد واقع در 13هزارگزی شمال غربی زاغه و 5هزارگزی غرب راه خرم آباد به بروجرد. در جلگه واقع و سردسیر است. سکنه آن 255 تن است که مذهب تشیع دارند و به لری، لکی و فارسی تکلم می کنند. آب آن از سراب منزه تأمین می شود. محصولش غلات و لبنیات،و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی است و زنان به فرشبافی و جاجیم بافی اشتغال دارند. راه مالرو دارد و سکنه آن از طایفه قائد رحمت هستند و زمستان به قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان قائد رحمت بخش زاغه از شهرستان خرم آباد

جمله سازی با روبه رضا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موقعى كه سيد از خواندن آن فارغ شد، پيامبر روبه فرزند عاليقدرش امام رضا (عليهالسلام ) نمود و فرمود: (( احفظ هذه القصيدة و مر شيعتنا بحفظها و اعلم ان من حفظها وادمن قرائتها ضمنت له الجنة على اللّه تعالى )). ))(اين قصيده را حفظ كن و به شيعيان ما دستور بده آن را حفظ نمايند. و آنان را آگاه كن كههر كس آن را حفظ نمايد و به خواندن آن مداومت كند، من بهشت خداوند را براى او ضمانت مىنمايم.)

💡 بهمن نادری پور در اعترافات خوب می‌گوید: «روز بعد (از اعدام)، متنی به وسیلهٔ رضا عطارپور مجرد برای روزنامه‌ها تهیه شد که در آن عنوان شده بود این ۹ نفر در جریان انتقال از زندان به زندان دیگر، قصد فرار داشتند که مورد هدف گلولهٔ مأموران قرار گرفتند. این متن به دو دلیل بسیار ناشیانه تهیه شده بود اولاً همهٔ آن‌ها از روبه‌رو هدف گلوله قرار گرفته بودند، پس قصد فرار نداشتند. ثانیاً نحوهٔ انتقال زندانی طوری نبود که بتوان قبول کرد که قصد فرار در بین بوده‌است.»

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز